مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

65

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كه مؤلف از اين كتاب نام مىبرد چنان عباراتى در حق آن مىآورد كه در خواننده ايجاد وحشت شود و بدان مراجعه نكند . بعد آراى ارباب ديانات و مثبتين مسئلهء نبوّت را نقل مىكند كه عقل در داوريهايش متفاوت است و احكام آن نسبى ، پس بايد چيزى از نقل همراه آن گردد . آنگاه شبهات ديگرى در باب نبوّات نقل مىكند و به پاسخگويى در آن باب مىپردازد . سپس به اختلافاتى كه در باب مسئلهء وحى وجود دارد مىپردازد و در پايان فصل از اينكه وارد چنين بحثى شده است كه ممكن است مايهء گمراهى كسانى شود طلب مغفرت مىكند و تصريح مىكند كه من اين كتاب را ويژهء اعاجم ( بىخبران ) و اميّون ( بىسوادان ) پرداخته‌ام . فصل پنجم ، در باب آفرينش جهان است و نقل آراى ملل و مذاهب گوناگون در اين باب . ارزش اين فصل ، به لحاظ موادّى كه در حوزهء اساطير و به ويژه شكل تطبيقى آن دارد ، بسيار زياد است . از پرسش اصلى « چرايى » خلقت آغاز مىكند كه آيا او نيازى بدين كار داشت يا نه ، اگر نيازى نداشت كه « عبث » است و از « حكيم » عبث روا نيست و اگر نياز داشت كه پس او ناقص است و محتاج . بعد پاسخهايى را كه مسلمانان در اين باب آورده‌اند نقل مىكند و نيز پاسخهاى ديگر مذاهب را . بعد به نقل مجموعه‌اى از انديشه‌هاى خيّامى ، در پيرامون خلقت ، مىپردازد و پرسشهايى را مطرح مىكند : فايدهء اين آفرينش چيست ؟ سود آن براى آفريدگار چيست [ 1 ] ؟ اگر او صانعى است مدبّر ، اين همه بيمارى و رنج و پيرى و مرگ و فقر و اندوه چرا ؟ چرا بايد چيزى را ساختن و سپس نابود كردن [ 2 ] ؟ چرا دشمنى ميان مردم ؟ چرا جاهلان را پايگاه و مال بيشتر از دانايان ؟ همان كه ابن راوندى ملحد شعر معروف خود را دربارهء آن پرداخته است و منشأ انديشه‌هاى الحادى زندقه را در آن ديده است . [ 3 ] آنگاه مىكوشد كه به يك يك اين پرسشهاى الحادى پاسخ دهد . و سپس خطابه‌اى مىپردازد در هجو

--> [ ( ) ] روشنفكران مسلمان ، و بيشتر اسماعيليه ، بر آن نوشته‌اند باقى مانده ) اين مطلب را از زبان براهمه نقل مىكند ولى در اصل ، گويا سخن خود اوست . براى عين گفتار او و نيز ردّ انديشهء او توسط المؤيد فى الدين شيرازى ، در كتاب المجالس المؤيديّه ، مراجعه شود به من تاريخ الالحاد فى الاسلام ، از دكتر عبد الرحمن بدوى ، ص 79 به بعد كه مقالهء ابن راوندى پاول كراوس را از مجلهء مطالعات شرقى RSO ، دورهء چهاردهم ( 1934 ) ، ترجمه كرده و اصل آلمانى آن داراى اين عنوان است : « Ketzergeschichte » . [ 1 ] قس : از آمدنم نبود گردون را سود . ( خيام ) [ 2 ] قس : جامى است كه عقل آفرين مىزندش . ( خيام ) [ 3 ] قس : كم عاقل عاقل اعيت مذاهبه ( ابن راوندى ) و گويا اصل اين انديشه به عنوان زمينه‌اى الحادى در اعتراض به نظام آفرينش ريشهء يونانى داشته ، زيرا فلوطرخس در كتاب الآراء الطبيعيه ( ص 113 ) خود عين اين سخن را آورده است .